«مرگ کارگران» فقط یک تیتر است، همین!


در دوران ابرتورم قانونی، هر روز شاهد مرگ دلخراش کارگران هستیم. کارگران در اوج جوانی؛ چند روزی تیتر خبرها می شود و بعد از بین می رود…


به گزارش خبرنگار ایلنا، “کارگران زیر آوار می مانند و می میرند”; اصول ایمنی در کارگاه های ساختمانی و ساختمان های در حال ساخت رعایت نمی شود. فضاهای ساخته شده و برج های بلند برای کارگران ایمن نیستند. از ساختمان‌های قدیمی مانند پلاسکو که سال‌هاست ایمنی و دوام آن آزمایش نشده تا «متروپل آبادان» که نمای بیرونی خوبی دارد، در سال‌های اخیر نمونه‌های زیادی از فروریختن دیوارها و سقف‌ها به پای کارگران دیده می‌شود. . انگار که شهرت نماد فقط یک سنجاق سر بود، به سادگی نابود شد!


ریزش آوار و خفگی ناشی از انباشته شدن سازه های افتاده از جمله دلایل اصلی مرگ و میر کارگران در حین کار است. آمار دقیق و به روزی از علل مرگ کارگران نداریم. مثلاً نمی دانیم سالانه و ماهانه چند کارگر ساختمانی و غیر ساختمانی بر اثر ضایعات ساختمان های نیمه کاره یا متروکه جان خود را از دست می دهند. اگر حوادثی مانند متروپل یا پلاسکو را بسنجیم، مرگ زیر آوار به کارگران ساختمانی محدود نمی شود. ساختمان های ایمن از کارگران زیادی، از کارگران اتحادیه ها و آتش نشان ها گرفته تا کارگران ساختمانی و تعمیر و نگهداری انتظار دارند.


آخرین آمار: ۸۰۰ کارگر در حین کار جان باختند


آخرین آمار در ۴ دی ماه ۱۴۰۰ با دستور معاون وزیر تعاون، کار و تامین اجتماعی اعلام شد و سالانه ۸۰۰ نفر در حوادث کار جان خود را از دست می دهند و ۱۵ هزار نفر مجروح می شوند.


مشخص نیست که چه تعداد از این ۸۰۰ نفر قربانی آوارهای ریخته شده بر روی ساختمان های ناایمن شده اند. ۴۰ نفر، ۵۰ نفر و بیشتر. مهمتر از همه اینکه نمی دانیم پس از فروکش شدن موج تصادفات سنگین و حذف وضعیت اسفبار روزانه کشته شدگان و مجروحان از تیتر خبرها، واقعاً سرنوشت مسببان حادثه به کجا می رسد. رسانه ها!


آخرین نمونه قابل توجه تخریب کلانشهر آبادان است. روز دوشنبه ۱۱ خرداد، بخشی از برج متروپل در مرکز شهر آبادان به دلیل آسیب های سازه ای فروریخت. بر اساس آمار رسمی بیش از ۴۰ نفر در این حادثه کشته شدند. بر اساس برآوردها حداقل ۱۶ نفر از قربانیان این حادثه کارگر بوده اند. به عبارت دیگر ریزش آوار یکی از حوادث کار محسوب می شود. در روزهای اولیه تصادف، تنها پنج نفر از آن ۱۶ کارگر فوت شده ادعا کردند که از مزایای تامین اجتماعی برخوردار هستند.


محسنی آجی خرداد، رئیس کل دادگستری، در جلسه روز دوشنبه ۲۳ خرداد (۲۳ خرداد) شورای عالی قضایی دستور داد مقامات قضایی مربوطه به این پرونده «به سرعت، قانونی و بدون تعصب» رسیدگی کنند. متروپلیس مقصر است، اما در موردی مانند فروپاشی متروپلیس، شناسایی مقصران پیچیده تر از آوارهای ساده سایت ساختمانی است. وقتی بلندمرتبه‌هایی مانند متروپل فروریخت، کارفرمایان کارگاه‌های کوچک – اعم از ساختمان‌ها و گروه‌ها – نمی‌توانستند به خاطر عدم رعایت الزامات ایمنی سرزنش شوند. در این زمینه، اصطلاحات «مجرم» و «مجرم» باید در سطح بالاتری تفسیر شوند; کسانی که این برج را ساختند، کسانی که بر آن نظارت نداشتند، همه کسانی که برای ساخت این ساختمان امضا کردند، مسئول مرگ کارگران و شهروندان هستند. اگرچه مواردی مانند پلاسکو یا متروپل با فروریختن یک ساختمان نیمه‌ساز متفاوت است، اما همیشه یک چیز مشترک وجود دارد: «حق امنیت» به رسمیت شناخته نمی‌شود. کارگران در هیچ کجا امن نیستند.


“حق امنیت” فراموش شده است!


با احسان سهرابی (عضو کارگری هیئت ایمنی فنی وزارت کار و مشاور حقوقی این وزارتخانه) تماس گرفتیم تا بدانیم مقررات و استانداردها در مورد ریزش آوار و تلفات کارگران چه می گوید. مرکز عالی شوراهای اسلامی کار کشور؛ وی «حق امنیت» را یکی از اصلی‌ترین حقوق اتحادیه‌های کارگری از جمله حق برخورداری از معیشت آبرومندانه و حق تشکل می‌داند و به ایلنا گفت: این موضوع اخیراً در کارگروه حقوق بشر اشکودا مطرح شد. رئیس کانون وکلای دادگستری کشور این گروه که شامل معاون دادستان کل کشور و سایر مقامات دولتی بود به بررسی حقوق ایمنی ساختمان هایی مانند متروپل و پلاسکو و موارد مهم ناشی از حوادثی که هر روز رخ می دهد، خسارات و هزینه ها پرداختند. بدون شک «بی‌توجهی ساختاری به حق ایمنی» است. حمایت و تحدید حقوق کارگران را تضمین می کند.عدم تعقیب، مسئولیت کیفری، سال حادثه داره تکرار میشه ما غمگینیم


وی ادامه داد: در مواردی مانند متروپل و پلاسکو، تخلف عمدی زمانی به وجود می آید که سیستم ها و استانداردها در بستر فساد و تضاد منافع به فراموشی سپرده شوند. نهادهای کنترلی باید در زمینه پیشگیری به نحو احسن کار کنند و با سودجویی حقوق شهروندان را پایمال نکنند. دادگاه هایی مانند دادگاه مجرمان متروپولیتن باید باز باشد تا رهبرانی که به منافع مردم آسیب رسانده اند شناسایی شوند و مجازات اعمال شده برای آنها درس عبرتی برای دیگران باشد. ما باید بدانیم که چرخه مکرر اختلاس و فساد امکان ایجاد مجدد بحران هایی را فراهم می کند که حقوق عمومی را نقض می کند، که به معنای هرج و مرج سیستمی است.


چه کسی مسئول امنیت است؟


به قوانین نگاه کنید


امنیت فرآیند گسترده ای است که متولیان مختلفی برای دستیابی به اهداف خود دارد. یک قسمت کار وظیفه بازرس قانون و دادستان است و قسمت دیگر آن وزارت کار است. سهرابی گفت: در مقوله رعایت نکات امنیتی، قانون تکلیف بازرسان وزارت کار، تامین اجتماعی و بهداشت حرفه ای را برای انجام اقدامات قهری پیش بینی کرده است. می توان از این کنترل ها به درستی استفاده کرد و اقدامات موثری در جهت ارتقای سلامت محیط کار انجام داد. فصل چهارم قانون کار – از ماده ۸۵ تا ماده ۱۰۶ – به تدوین و تعریف وظایف و تکالیف کارفرمایان و مقامات دولتی می پردازد. یکی از وظایف اصلی وزارت کار، تدوین مقررات مربوط به ایمنی کار و نظارت بر اجرای آن در محیط کار است. این رویه ها باید الزامات کنوانسیون های ۸۱ و ۱۵۵ و توصیه های بین المللی را برآورده کنند. همچنین مواد ۱، ۱۲ و ۱۳ قانون مسئولیت مدنی برای جبران خسارت کارفرما است. قوانین جزایی اسلام مجرمان را به عنوان یک اقدام پیشگیرانه و بازدارنده با حبس مجازات می کند.


به عنوان مثال در ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی: «هرگاه حادثه بر اثر بی احتیاطی یا بی احتیاطی یا عمل غیر ماهرانه مجرم یا عدم رعایت واقعیات منجر به فوت انسان شود، در صورتی که حادثه تصادفی محسوب شود. طبق قانون در صورت مطالبه از اولیای دم از یک سال تا سه سال به حبس تا مهریه محکوم می‌شود، مگر اینکه اشتباه محض باشد».


با این همه تورم هنوز مرگ هست؟!


به نظر می رسد که ما از حوزه حقوق کم نداریم، احکام و قواعد زیادی وجود دارد که تعهدات و الزامات را مشخص می کند. از یک سو، قوانین مسئولیت مدنی و مجازات، مقرراتی را برای جنایات بزرگ دارند. از طرفی فصل چهارم قانون کار را داریم که وظایف دولت و کارفرما را توضیح می دهد و علاوه بر همه اینها، قراردادهای بین المللی الزام آور وجود دارد که ایران طرف آن است. با وجود قوانین متعدد، هر از گاهی ساختمان ها فرو می ریزند، کارگران زیر آوار می مانند، می میرند و نان آوران و عزیزان خود را از دست می دهند. پس از این حوادث مرگبار، همیشه تمرکز بر حل جنایتکاران است، اما روزها و هفته ها بدون اینکه بدانند مجرمان واقعی چگونه مجازات شدند، می گذرند. آیا اصلا مجازاتی وجود داشت؟


در نهایت سهرابی می گوید:در دوران ابرتورم قانونی، هر روز شاهد مرگ دلخراش کارگران هستیم. کارگران در اوج جوانی؛ در نهایت برای چند روز تیتر خبرها می شود و بعد از بین می رود…”


گزارش نسرین هزاره مقدم




انتهای پیام/